یکی از شیوه های مبارزه با اسلام، تمرکز بر فرقه سازی در درون جوامع اسلامی است؛ ایجاد یا تقویت فرقه هایی به ظاهر اسلامی برای ضربه زدن به اسلام اصیل و اسلام جهادی و اسلام ناب. نظام سلطه، تجربۀ موفقی از فرقه سازی در جهان اسلام دارد. استعمار پیر در دوران استعماری خود، تقریباً در قرن نوزدهم میلادی، این تجربه را در جهان اسلام پیاده کرد و بهره های فراوانی نیز از آن گرفت. به عنوان مثال، تجربۀ ایجاد فرقۀ انحرافی وهابیت در عربستان،1 بابیت و بهائیت در ایران،2 اسماعیلیۀ جدید3 و همچنین قادیانیه4 در هندوستان، طالبانیسم در پاکستان و افغانستان ، تقویت و ترویج سلفی گری در جهان اهل سنت، همگی از تجربه های موفقی است که استعمار پیر، بیشترین نقش را در ایجاد آن و یا بیشترین بهره گیری را از آنها داشته است. کلنل استوارت، رئیس سازمان جاسوسی انگلستان در هند، دربارۀ چگونگی ایجاد فرقۀ اسماعیلیۀ جدید، در خاطراتش می نویسد: دستوری از رؤسا به من رسید که تا هر چه زودتر عده ای را به دور آقاخان جمع کنم و مقدمات دینی تازه، فراهم کنم. من از دینی که قرار بود عنوان شود، هیچ اطلاعی نداشتم. خود آقاخان نیز مطالب زیادی در آن باره نمی دانست. به همین جهت خواستم تا مستشرقین و یا مأموران مذهبی هندوستان اطلاعات کامل در این باره به ما بدهند5.

البته این ترفند، تاکنون در ایران اسلامی به جایی نرسیده؛ اما جهان سلطه هرگز از ایجاد فرقه های دینی در جهان تشیع ناامید نشده است. سعی می کند با استفاده از مسئلۀ مهدویت و همچنین با تحریف حقایق عاشورایی در هیئت های مذهبی نفوذ کند و از این مهم ترین نقطۀ قوت جامعۀ شیعه، علیه آن بهره برداری نماید. تلاش در جهت تقویت تفکراتی همچون تفکر انجمن حجتیه در مورد حکومت اسلامی، در همین جهت قابل ارزیابی است. نویسندگان کتاب ساخت شبکه های مسلمان میانه رو پس از آنکه حمایت از دموکراسی را از شاخصه ها و ویژگی های مسلمانان میانه رو (آمریکایی) معرفی می کنند، در این باره می نویسند: حمایت از دموکراسی، مستلزم مخالفت با مفاهیم دولت اسلامی است؛ به ویژه مفاهیمی که مستلزم اِعمال قدرت سیاسی توسط یک نخبۀ روحانی خود انتصاب (!) است؛ همانند مورد ایران. مسلمانان میانه رو [آمریکایی] بر این باورند که هیچ کس نمی تواند از جانب خدا صحبت کند؛ بلکه این اجماع جامعه است که خواست و ارادۀ خدا را در یک مورد خاص تعیین می کند. در اسلام دوازده امامی شیعه، سنت سابقه داری در مورد تقدیر باوری (quietism) وجود دارد؛ و باور و اعتقادی شیعی در زمینۀ اقتدار سیاسی که معتقد است خداوند، در زمان غیبت امام، اجازۀ برقراری حکومت دینی را نداده است. این سنت توسط ایده های خمینی گرا در مورد حکومت دینی، در ایران و جاهای دیگری که تحت نفوذ حکومت ایران هستند، سنت گردید. در عین حال این سنت در عراق و جاهای دیگر به عنوان یک بنیان بالقوه برای توسعۀ دموکراسی پابرجاست.6


1 محمدبن عبدالوهاب ، بنیان گذار این فرقه، در سال 1115 قمری به دنیا آمد و در 1206 از دنیا رفت.

2 سیدعلی محمد باب، بنیان گذار این فرقه در سال 1235 یا 1236 هجری قمری، برابر با 1820 میلادی به دنیا آمد و در سال 1266 قمری به جرم ارتداد به دار آویخته شد.

3 این فرقه توسط یکی از خود فروختگان و حقوق بگیران دولت انگلستان به نام سید محمدحسن الحسینی، معروف به آقا جان محلاتی (1219ـ 1298ش) تأسیس شد. آقا جان محلاتی در لباس زهد و تقوا و سیادت با عمامه ای سبز با اینکه از سوی محمد شاه به حکومت کرمان منصوب شده بود، با تحریک انگلیسی ها و به منظور تحت فشار قرار دادن محمد شاه قاجار در حمله به هندوستان، در مناطق جنوب ایران، (کرمان و یزد و بم و بلوچستان) فتنه ای بر پا کرد؛ ولی با هوشیاری برخی از حاکمان اطراف نتوانست کار خود را پیش ببرد و به هندوستان گریخت. بار دیگر با تحریک و حمایت انگلیسی ها، به ایران باز گردانده شد، باز هم موفقیتی به دست نیاورد. مجدداً به هندوستان رفت و در آنجا تحت حمایت های آشکار انگلیسی ها اقدام به تأسیس یک فرقۀ مذهبی کرد. در حال حاضر رهبر این فرقه یکی از نوادگان آقاخان محلاتی است که از سرمایه داران و هرزه های بین المللی است. سالانه پیروان نگون بختش در هندوستان ، به مناسبت سالروز تولدش، هم وزن او طلا و جواهرات به او هدیه می دهند!

4 غلام احمد قادیانی (1255-1326 ق / 1839-1908 م) بنیان گذار این فرقه، از مسلمانان هندوستان بود. وی در خانواده ای بزرگ شده بود که ارادت وافری به انگلیسی ها داشتند. قادیانی ابتدا در سال 1889 میلادی ادعای مهدویت کرد و خود را تجلی مسیح دانست و در ادامه در سال 1902 اعلام کرد که خداوند او را به پیامبری برگزیده است. البته گفت من نبی صاحب شریعت نیستم و خود را ظل پیامبر اسلام در دوران معاصر می دانست. وی که در دامن اسلام پرورش یافته بود و در ابتدای رشد علمی خود کتاب هایی با عنوان براهین احمدیه در دفاع از آموزه های اسلامی و نشان دادن برتری آنها بر آموزه های مسیحی و هندویی نوشته بود، به جایی رسید که مسلمانان را به دلیل عدم ایمان به نبوت او، کافر می دانست و معتقد بود که باید همچون اهل کتاب با مسلمانان رفتار کرد. پیروان این فرقه مدعی اند جمعیت آنان حدود ده میلیون نفر است، که بیشترین جمعیت آنان (حدود چهار میلیون نفر) در پاکستان است. گفتنی است که فرقۀ قادیانیه در سال 1947 مرکزیت خود را از هندوستان به پاکستان انتقال داد، اما بعد از چند دهه و به دنبال ممنوعیت فعالیت رسمی این فرقه در پاکستان، مرکزیت این فرقه توسط میرزا طاهر احمد، نوۀ غلام احمد قادیانی، از سال 1984 به بعد به انگلستان منتقل شد. میرزا طاهر احمد از مخالفان اندیشۀ اسلام جهادی و از مخالفان جدی حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی است. وی در کتابی با عنوان القتل باسم الدین به مناسبت های مختلف علیه انقلاب اسلامی و ایده های حضرت امام مطالبی نوشته است. (برای آشنایی بیشتر با این فرقه، ر.ک: علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی؛ مجموعه مقالات فرق تسنن، به کوشش مهدی فرمانیان.)

5 اسماعیل رائین، حقوق بگیران انگلیس در ایران، ص 343؛ همچنین ر.ک: واحد مطالعات و تحقیقات تاریخی و فرهنگی، سیر تفکر جدید در جهان و ایران، ص 166.

 




تاریخ: چهارشنبه 20 بهمن 1389
ارسال توسط tbis

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران